ویراژ از انبارداری به مدیرعاملی؛ شاهکار مدیریتی در «پایانهها» یا زنگ خطر تضییع سیستماتیک بیتالمال؟
کریدور زنگزور؛ گرهی که باید با دستان ایرانی باز شود
مهندسی رسانه؛ وقتی روایت، سلاح دشمن میشود
چگونه از موقعیت موقت، اثر ماندگار بسازیم؟روایت یک مدیر تحولخواه
🔥 از نیشابور تا بندرعباس؛ زنجیرهی تکرارشوندهی فاجعه در غیاب ایمنی تخصصی
از بندرعباس تا زنگبار؛ تخفیفهای دریایی ایران قفل صادرات پتروشیمی را باز میکند
نقدی بر رفتار ریاکارانه برخی شرکتهای پتروشیمی
فاجعه بندر شهید رجایی و قصه تکراری بیتوجهی در صنعت پتروشیمیبه قلم یک کارشناس پیشکسوت مرزی وزارت کشور
من که سالها عمر خود را در سنگر حراست از مرزهای این آب و خاک صرف کردهام، آموختهام که مرز، صرفاً یک خط روی نقشه نیست؛ مرز، ناموس وطن، تاریخ زنده و شاهرگ حیات یک ملت است. امروز، در پیچیدگیهای ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی، شاهد طرحی هستیم که این مفاهیم بنیادین را نشانه گرفته است: «کریدور زنگزور». این نام، دیگر اسم یک جادهی فرضی نیست؛ بلکه اسم رمز یک طراحی خطرناک برای تغییر موازنهی قدرت در همسایگی ما و تنگ کردن حلقه محاصره بر ایران است.
در چنین بزنگاه حساسی، این کلام نافذ و حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی است که همچون چراغی، مسیر را روشن میسازد:
«جمهوری اسلامی ایران این مسیر را به ضرر ارمنستان و منطقه میداند.»
این جمله، یک موضعگیری سیاسی صِرف نیست؛ بلکه عصارهی دهها سال تجربه در رصد تحرکات بیگانگان و درک عمیق از امنیت ملی است. این یک اتمام حجت تاریخی است که از گلوی حافظ امنیت و اقتدار ایران برمیآید.
برای ما ایرانیان، مرز مشترک با ارمنستان تنها یک همسایگی ساده نیست؛ این مرز، پل تاریخی و راهبردی ما به سوی قفقاز، دریای سیاه و اروپاست. «کریدور زنگزور» با حذف حاکمیت ارمنستان بر این باریکه، عملاً این پل ارتباطی را فرو میریزد و ایران را از شمال محصور میکند. این یعنی:
تجربه تلخ تاریخ معاصر، از عهدنامههای ننگین قاجار تا فتنههای رنگارنگ قرن بیستویکم، یک درس را به ما گوشزد میکند: هرگاه سرنوشت یک مسیر راهبردی از دست ملتهای منطقه خارج شد، استقلال و امنیت قربانی مطامع قدرتهای بزرگ گشت.
کسانی که دستی بر آتش تحولات جهانی دارند، بهخوبی ردپای آشنای کاخ سفید را در این پروژه میبینند. سناریوی همیشگی «بحرانسازی برای مدیریت بحران» بار دیگر در حال اجراست. آمریکا و متحدانش میکوشند با شعلهور کردن آتش اختلاف، خود را در نقش ناجی و میانجی قالب کرده و در نهایت، مهرههای بازی را به سود خود بچینند. هدف نهایی روشن است: مهار ایران، به حاشیه راندن روسیه و ایجاد یک پایگاه نفوذ در قلب اوراسیا.
این توهم است که کسی تصور کند از این آتش، گرمایی به خانه او خواهد رسید. این طرح برای همه بازیگران منطقه زیانبار است:
هشدار داهیانه رهبری مبنی بر اینکه «هرگونه تغییر در مرزهای منطقه، جرقهی تغییرات خطرناکتر است»، یک تحلیل دقیق و آیندهنگرانه است. این یک قانون اثباتشده در تاریخ است: مرزهایی که با زور و فشار خارجی جابجا شوند، هرگز روی آرامش و ثبات را نخواهند دید.
در برابر این طراحی پیچیده، انفعال و نظارهگری، گناهی نابخشودنی است. وظیفه ملی ما در سه حوزه تعریف میشود:
کریدور زنگزور تنها یک قطعه پازل ژئوپلیتیک نیست؛ یک آزمون بزرگ تاریخی برای غیرت ملی و هوشمندی راهبردی ماست. این آزمون نشان خواهد داد که آیا ایران امروز، همچون همیشه، قادر است از تمامیت ارضی، عزت ملی و جایگاه تمدنی خود دفاع کند یا خیر.
در این مسیر پرفراز و نشیب، کلام رهبری نه یک شعار، که یک نقشه راه دقیق برای پاسداری از آینده ایران و ایرانی است. گره زنگزور باید در تهران و پایتختهای منطقه باز شود، نه در واشنگتن. این تقدیر ملتی است که قرنهاست لنگر ثبات و امنیت این منطقه بوده و خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید