ویراژ از انبارداری به مدیرعاملی؛ شاهکار مدیریتی در «پایانهها» یا زنگ خطر تضییع سیستماتیک بیتالمال؟
کریدور زنگزور؛ گرهی که باید با دستان ایرانی باز شود
مهندسی رسانه؛ وقتی روایت، سلاح دشمن میشود
چگونه از موقعیت موقت، اثر ماندگار بسازیم؟روایت یک مدیر تحولخواه
🔥 از نیشابور تا بندرعباس؛ زنجیرهی تکرارشوندهی فاجعه در غیاب ایمنی تخصصی
از بندرعباس تا زنگبار؛ تخفیفهای دریایی ایران قفل صادرات پتروشیمی را باز میکند
نقدی بر رفتار ریاکارانه برخی شرکتهای پتروشیمی
فاجعه بندر شهید رجایی و قصه تکراری بیتوجهی در صنعت پتروشیمیدر جغرافیای صنعت نفت ایران، جایی که هر صندلی مدیریتی ارزشی راهبردی دارد، گاهی انتصاباتی رقم میخورد که منطق مدیریت و تخصص را به چالش میکشد. اما آنچه در شرکت استراتژیک «پایانهها و مخازن پتروشیمی» در حال وقوع است، داستانی فراتر از یک انتصاب ساده و روایتی بیسابقه از تعارض منافع و نادیده گرفتن حقوق عمومی است.
این پرده از نمایش مدیریتی، از دیماه ۱۴۰۳ آغاز شد؛ زمانی که آقای حجت مبرزی، به نمایندگی از شرکت سرمایهگذاری هامون سپاهان، بر صندلی مدیرعاملی این شرکت تکیه زد. پیشینه آقای مبرزی، که سالها به عنوان «انباردار» در پتروشیمی زاگرس فعالیت میکرد، از همان ابتدا این انتصاب را به یکی از پرحاشیهترین رخدادهای مدیریتی صنعت تبدیل کرد.
اما ابهامات زمانی به اوج خود رسید که مشخص شد این ارتقای شغلی شگفتانگیز، ظاهراً به معنای پایان همکاری او با شرکت قبلیاش نبوده است.

شاهکار دوشغله: مدیرعامل و مشاور تماموقت!
بر اساس مستندات متقن، آقای مبرزی در حالی سکان مدیرعاملی شرکت پایانهها و مخازن را در دست دارد که همزمان، نام او در لیست حقوقی پتروشیمی زاگرس تحت عنوان «مشاور تماموقت» دیده میشود؛ مشاورهای که برای آن حقوق ماهانه کامل و پرداخت بیمه ۳۱ روزه با سقف تأمین اجتماعی دریافت میکند.
این اقدام، رکوردی بیسابقه در مدیریت صنعت پتروشیمی است. چگونه یک فرد میتواند به صورت همزمان، هم مدیرعامل یک شرکت عظیم و استراتژیک باشد و هم «مشاور تماموقت» در شرکتی دیگر؟ آیا توان فیزیکی، تمرکز مدیریتی و مهمتر از آن، قوانین کشوری اجازه چنین «هنرنمایی» اداری را میدهد؟
تکثیر مدل تخلف: تبدیل شرکت به باشگاه مدیران پروازی
این تخلف آشکار، نه تنها یک مورد فردی باقی نمانده، بلکه به سرعت تبدیل به یک «رویهی مدیریتی» در شرکت پایانهها شده است. مدیرعامل، مدل مدیریتی خود را در انتصابات کلیدیاش بازتولید کرده است:
۱. مدیر IT (حسن کریمی): او که کارشناس رسمی پتروشیمی زاگرس (شرکت مبدأ مدیرعامل) است، ۸ ماه پیش به عنوان مدیر IT در شرکت پایانهها منصوب میشود. او نیز مانند رئیس خود، همزمان از هر دو شرکت حقوق کامل و سقف بیمه دریافت میکند.
۲. مدیر روابط عمومی (ابراهیم هاشمورزی): این شاهکار مدیریتی کاملتر میشود؛ وی همزمان با مدیریت در شرکت پایانهها و دریافت حقوق و بیمه کامل، کارمند رسمی «دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی» است و از آن نهاد دولتی نیز حقوق و بیمه میگیرد. این اقدام، نقض صریح قوانین استخدام کشوری (ماده ۹۴) است.
هزینه این مدیریت: بیکاری بومیان، حقوق مضاعف برای غیربومیان
این شبکه پرداختهای مضاعف در حالی رخ میدهد که استان بوشهر، میزبان این صنعت، با بحران بیکاری متخصصان دستوپنجه نرم میکند. عملکرد آقای مبرزی که طبق گزارشها بارها تا مرز عزل توسط هیئت مدیره نیز پیش رفته، نشان میدهد که به جای تمرکز بر درآمدزایی و حل مشکلات شرکت، تمرکز بر تبدیل این مجموعه استراتژیک به حیاط خلوتی برای پرداختهای غیرمتعارف به مدیران پروازی دوشغله بوده است.
فریاد آخر: آیا ناظران ورود میکنند؟
این پرونده، آزمونی مستقیم برای نهادهای نظارتی، سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون انرژی مجلس است. آیا قرار است چشمها بر این تضییع آشکار بیتالمال و قانونشکنی سیستماتیک که از شخص اول شرکت آغاز و به بدنه آن تسری یافته، بسته بماند؟ افکار عمومی استان بوشهر و متخصصان صنعت نفت، منتظر برخورد قاطع با این «مدیریت بیسابقه» پیش از آن هستند که مستندات دیگری از این پرونده افشا شود.
دیدگاهتان را بنویسید